فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
396
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
را داشت نزديك دويست پا دور بود . مساحت تالاب در حدود سى چهل پاى مربع بود و عمقش سه چهار پا . آبش از چشمه و بسيار زلال و خوب بود . تعدادى ماهى در آن وجود داشت و سطحش در چند نقطه ، بخصوص در حواشى ، از نى و جگن پوشيده بود . روز سىام سفير در ساعت معمول ، شش بعد از ظهر ، از اين مكان عزيمت كرد و چون مسافتى كه در اين روز بايد مىپيموديم بسيار كم بود بعد از نيمهشب به بئر رسيديم . در اين مكان جز مسجد جائى براى سكونت نبود و به همينسبب سفير تصميم گرفت در آنجا منزل كند پيشنماز مسجد از سكونت وى در مسجد راضى نبود . اين روحانى عمر نام داشت و نسب خود را به محمد پيغامبر اسلام مىرسانيد و به همين مناسبت عمامهء سبز بر سر داشت كه بين مردم اين نواحى مزيت و اولويتى بزرگ به حساب مىآيد . دختران بسيار جوانش نيز صبح فردا با صورتهاى پوشيده اما سربند سبز نمايان شدند . روز اول اكتبر ، سفير پس از آنكه كاروان را بر روالى كه هنگام حركت از قزوين معين كرده بود ، كمى زودتر روانه كرد خود نيز از اين مكان به راه افتاد . پس از خروج از دهكده ، در فاصلهاى نزديك در دست راست جاده ، بقاياى قلعهاى بسيار محكم را كه اللهورديخان هنگام فتح ايالت لار آن را خراب كرده بود مشاهده كرديم . ساختمان اين قلعه بر صخرهاى بسيار مرتفع قرار داشته است با چنان شيبى در هرطرف كه معلوم نبود براى ورود بدان چگونه بالا مىرفتهاند . يك ساعت بعد از نيمه شب ، به دهكدهء ديانه وارد شديم . به دستور سفير گروهى از خدمه پيشتر فرستاده شده بودند تا مسكن همراهان و اطاق وى را در مسجد و قبرستانى كه هنگام آمدن در آنها منزل كرده بودند آماده كنند . اما هنگام ورود با حيرت بسيار فرستادگان را پشت در مسجد متوقف ديديم . اين افراد وارد مسجد و قبرستان نشده بودند زيرا بدانها گفته بودند كه از دو ماه پيش بدينسو دو نفر را در اين گورستان دفن كردهاند و جسد يكى تازه بگور سپرده شده است ، و همين امر فرستادگان را به وحشت انداخته